4. كالبدشناسي (مقدمه، 2، 866 ـ 870، 1942 ـ 1944). در بحث پيشينمان راجع به كالبدشكافي انسان (مقدمه، 2، 1942) اين مطلب را ميتوان اضافه كرد كه نخستين كالبدشكافيها بهاحتمال زياد كالبدشكافي براي منظورهاي قانوني بوده ــ براي كشف علت مرگ در موردي كه مشكوك بوده است. مسلماً اين مورد كالبد شكافي بود كه در سال 1302 به دست بارتولومئو دا وارينيانا در بولونيا صورت گرفت (متن مربوط بهآن در
وولف ص 254).
قبلاً در سدهٴ سيزدهم كالبدشكافيهايي صرفاً بهمنظورهاي كالبدشناختي انجام گرفته بود. در سال 1308 شوراي عالي ونيز فرماني صادر كرد تا در سال يك كالبدشكافي صورت گيرد (وولف ص156). در سال 1315 موندينو دو لوتزي جسد دو زن را كالبدشكافي كرد: احتمالاً او نخستين كسي بود كه آشكارا و بهدست خودش اين كار را كرد. در سال 1319 در بولونيا هنگامي كه چهار دانشجوي پزشكي پس از بيرون آوردن جسد فرد محكومي از خاك و انتقال آن براي مطالعات كالبدشناسي به خانهٴ يك قاضي بهنام آلبرتوس، دستگير شدند، افتضاحي پيش آمد؛ هرچند مجازاتي اعمال نشد.
كالبدشكافي، حتي بهصورت عمومي، بيشك در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم انجام گرفت و تكرار آن بيشتر ميشد، ولي بسيار بهكندي؛ درنتيجه، كالبدشكافي، عملي استثنايي يا ميتوان گفت رويداد ساليانهٴ كمنظيري بود كه در مدرسههاي پزشكي عمده صورت ميگرفت. مقامات دولت و كليسا با آن مخالفت ميكردند و در موارد نادر خاصي بردباري نشان ميدادند.
البته بسياري مطالب كالبدشناسي از بدن جانوران (مثلاً خوكها) آشكار ميشد و كالبدشناسي خوك در سالرنو انجام گرفته بود. حتي امكان دارد تعدادي كالبدشكافي موجود زنده انجام شده باشد، هرچند دراين مورد هيچ گزارش دقيقي نداريم، جز يك داستان قديمي كه گيبر نوژاني (دوازدهم ـ 1) در كتاب كارهاي خدايي1 گفته است. بالدوين (كه بعدها شاه بيتالمقدس شد) زخم كشندهاي برداشته بود، پزشكي به بالينش آوردند، پزشك درخواست كرد تا زخم مشابهي در بدن يك زنداني محكوم به مرگ مسلمان پديد آورند؛ آنگاه پزشك ميتوانست بر روي او تجربه كند و اربابش را بهتر معالجه نمايد. بالدوين اين پيشنهاد را نپذيرفت، ولي با اين آزمايش در مورد خرس موافقت كرد.
در فتوايي كه بونيفاكيوس هشتم در سال 1299 صادر كرد، كالبدشكافي را منع نكرد، بلكه بريدن اجساد و جوشاندن آنها براي جدا كردن استخوانها از گوشت را حرام دانست. اينكار در جريان جنگهاي صليبي رايج شد، براي اينكه دستكم بخشي از اعضاي مرده را بتوانند به ميهنش برگردانند. همينكار درمورد جسد توماي آكويني هم انجام گرفت. (و علت اين مورد، ترس از حملهٴ دزدان بقاياي متبرك اجساد مقدس و ربودن آنها بود!) تحريم پاپ، بارها بهنفع